شمارهٔ ۸۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
زمانه تابع و گردون به کام خواهد بود
زوال دولت پیر مغان مجو ای شیخ
که ظل عالی او مستدام خواهد بود
همه بضاعت خود عرضه میکنند آنجا
قبول حضرت او تا کدام خواهد بود
کنون که جان جهانی، کرشمه ای میکن
مگو که دولت خوبی مدام خواهد بود
سریر سلطنت ار جا دهند شاهی را
سگان آن سر کو را غلام خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف لحظهای ویژه و شگفتانگیز میپردازد که در آن محبت و جذبه الهی حاکم است. شاعر به اهمیت مقام و جایگاه محبّت در آن لحظه اشاره میکند و به زوال قدرت و سلطنت مغان و شیخها هشدار میدهد. او همچنین به این نکته میپردازد که در آن مقام، همه انسانها توانایی خود را به نمایش میگذارند، اما پذیرش از جانب خداوند محدود است. در نهایت، شاعر از سادگی و بیارزشی سلطنت دنیایی سخن میگوید، زیرا حتی اگر پادشاهی در صندلی سلطنت قرار گیرد، سگان نیز اطراف او وفادار خواهند بود.