نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حبیبی سیدی یا ذالمعالی

سوالله عند شمسی کالظلالی

خیالی نقش بسته عالمش نام

نمودی در خیالی آن جمالی

و عینی ناظر من کل وجه

و قلبی حاضر فی کل حالی

می صاف است و خوش جامی مصفی

فخذ منی القدح و اشرب زلالی

رایت الله فی مرآت کونی

بعین الله هذا من کمالی

و شمس الروح نور من ظهوری

و بدر الکون عندی کالهلالی

سوی الله چیست ای صوفی صافی

خیالٌ فی خیالٌ فی خیالی

وجودی جز وجود حق مطلق

ظلالٌ فی ظلالٌ فی ظلالی

غلام و بندگی سید ما

کمالٌ فی کمالٌ فی کمالی

چو سید نعمت الله رند و مستی

محالٌ فی محالٌ فی محالی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالتی عرفانی و درک الهی می‌پردازد. شاعر از مشاهدات و تجربیات خود در مسیر روحانی سخن می‌گوید و به ارتباط عمیق خود با خداوند اشاره می‌کند. او چهره‌های معنوی را به صورت خیالی توصیف می‌کند و به این نکته می‌پردازد که همه چیز در نهایت به وجود مطلق خداوند ختم می‌شود. در این شعر، عشق و بندگی به خداوند و مقام سید (نبی یا ولی) به زیبایی بیان شده است. شاعر به طریق صوفیانه و جستجوی حقیقت و کمال در سایه وجود الهی اشاره می‌کند و در واقع، توصیف یک سفر روحانی با محتوای عشق و راز و نیاز است.