قصیدهٔ شمارهٔ ۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / قصاید / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد
گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد
گر مومنی و صادق با ما شوی موافق
کوری هر منافق صلوات بر محمد
در آسمان فرشته مهرش به جان سرشته
بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد
صلوات اگر بگوئی یابی هرآنچه جوئی
گر تو ز خیل اوئی صلوات بر محمد
ای نور دیدهٔ ما خوش مجلسی بیارا
می گو خوشی خدا را صلوات بر محمد
مانند گل شکفتیم و درّ لطیف سُفتیم
خوش عاشقانه گفتیم صلوات بر محمد
والله که دیدهٔ من از نور اوست روشن
جان منست و من تن صلوات بر محمد
گفتیم با دل و جان با عاشقان کرمان
شادی روی یاران صلوات بر محمد
بی شک علی ولی بود پروردهٔ نبی بود
شاه همه علی بود صلوات بر محمد
گویم دعای سید خوانم ثنای سید
جانم فدای سید صلوات بر محمد
خوش گفت نعمت الله رمزی زلی مع الله
خوش گو به عشق الله صلوات بر محمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، میپردازد و بر اهمیت ذکر صلوات (درود) بر او تاکید دارد. شاعر با یادآوری ویژگیهای انسانی و الهی پیامبر، بر رابطهاش با دوستان و مومنان تاکید میکند و بیان میکند که ذکر صلوات منجر به دریافت خیرات و برکات الهی میشود. همچنین به وابستگی عاشقانهاش به پیامبر اشاره کرده و وجود حضرت علی (ع) را نیز به عنوان ولی و پرورده پیامبر ذکر میکند. در نهایت، شاعر از عشق به خدا و پیامبر سخن میگوید و این عشق را وسیلهای برای نزدیکتر شدن به خدا قرار میدهد.