غزل شمارهٔ ۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر چه گفتم عیان شود به خدا
پیر ما هم جوان شَود به خدا
در میخانه را گشاد یقین
ساقی عاشقان شود به خدا
هر چه گفتم همه چنان گردید
هر چه گویم همان شود به خدا
از سر ذوق این سخن گفتم
بشنو از من که آن شود به خدا
آینه پیش چشم می آرم
نور آن رو عیان شود به خدا
باز علم بدیع می خوانم
این معانی بیان شود به خدا
گوش کن گفتهٔ خوش سید
این چنین آن چنان شود به خدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به قدرت خدا اشاره میکند و میگوید که هر آنچه بیان کند، در واقع به حقیقت خواهد پیوست. او از شرابخانه و ساقی صحبت میکند و میگوید که عشق و شادی در آنجا وجود دارد. با استفاده از آینه، او نور خدا را عیان میسازد و از شنوندگان میخواهد که به کلامش توجه کنند، زیرا حقیقت در آن نهفته است. شاعر به طور کلی بر این باور است که گفتههایش به حقیقت تبدیل میشود و همه چیز به خواست خداوند صورت میگیرد.