غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جام گیتی نماست یعنی دل
مظهر کبریاست یعنی دل
دردمند است و درد می نوشد
دُرد دردش دواست یعنی دل
دل نظر گاه حضرت عشق است
مثل او خود کجاست یعنی دل
خلوت دل سرای سلطان است
فارغ از دو سراست یعنی دل
گنج و گنجینهٔ طلسم نگر
جامع انتهاست یعنی دل
در ولایت ولی کامل اوست
روز و شب با خداست یعنی دل
نعمت الله به ذوق می گوید
جان و جانان ماست یعنی دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف دل میپردازد و آن را به عنوان نماینده و مظهر خدای کبریا معرفی میکند. دل دردها را مینوشد و دردش درمانی برای خود است. همچنین دل را محل عشق الهی میداند و آن را محلی برای آرامش و خلوت با سلطان حقیقی معرفی میکند. دل به عنوان گنجینهای از معارف و نعمت الهی شناخته شده و در پیوندی عمیق با خداوند قرار دارد. به طور کلی، دل در این شعر نمادی از عشق، معرفت و ارتباط با خداست.