نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

علم صید است و قید کن محکم

یاد می‌گیر و می‌نویسش هم

نفسش جان به عالمی بخشد

هر که با جام می بود همدم

گر جهانی به غم گرفتارند

دل شادان ما بود بی‌غم

اسم اعظم مرا چو خرم کرد

نخورم غم ز صاحب اعظم

عقل خود را بزرگ می‌دارد

نزد من کمتر است از هر کم

مقدم ما مبارک است به فال

ذوق‌ها می‌رسد در این مقدم

نعمت‌اللّه به عالمی می‌داد

بندگان سرخوشند و سید هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی علم و دانش است که به نوعی به صید و قید تشبیه شده است. نویسنده تاکید می‌کند که باید علم را یاد گرفت و ثبت کرد، زیرا دانش جان تازه‌ای به انسان می‌بخشد. همچنین اشاره شده که در میان غم‌های جهانی، افراد خوشحال و شادابی وجود دارند و با برکت نام اعظم، انسان می‌تواند از غم‌ها آزاد شود. متن به اهمیت عقل و فهم اشاره دارد و خاطرنشان می‌کند که در این مقدمه، ذوق و خوشحالی به دنبال دارد. در نهایت، به نعمت‌های خداوند اشاره می‌کند که بندگان را شاد و خوشحال می‌کند.