غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نیم شب خوش آفتابی دیدهایم
آفتابی مه نقابی دیدهایم
صورت و معنی عالم یافتیم
خوش سر آب و سرابی دیدهایم
ما ز دریائیم و دریا عین ما
لاجرم چشم پر آبی دیدهایم
خوش خیالی نقش میبندیم باز
گوئیا نقشی به خوابی دیدهایم
عالمی را باده می بخشیم ما
در چنین خیری ثوابی دیدهایم
در خرابات مغان افتاده مست
شاهد مست خرابی دیدهایم
نعمتاللّه نور چشم عاشقان
ساقی عالیجنابی دیدهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تجربیات و احساسات شاعر درباره زیباییها و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که در دل شب، زیباییهای خاصی را دیده و به نوعی آفتابگونه احساس سرزندگی و امید کرده است. او به عمق وجود خود و ارتباطش با دریا اشاره میکند، که نماد آزادی و وسعت خیال است. شاعر همچنین از پیدایش خوش خیالی و احساسات زنده در خود سخن میگوید و میگوید که در دنیای سرشار از زیباییها، خود را نیز در حال نوشیدن باده و لذت بردن از زندگی میبیند. در نهایت، او به عشق و زیباییهای یک ساقی اشاره میکند که نماد محبت و نور در زندگی عاشقان است.