غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خوش در میخانهای بگشادهایم
بادهنوشان را صلایی دادهایم
جام می بر دست و رندانه مدام
سر به پای خم می بنهادهایم
در خرابات مغان مست و خراب
بر در میخانهای افتادهایم
خرقهٔ خود را به می شستیم پاک
فارغ از تسبیح وز سجادهایم
در هوای عاشق بادهپرست
دایماً بنشسته یا استادهایم
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از همه ملک جهان آزادهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر فضا و حال و هوای میخانه و مستی را توصیف میکند. او از باده نوشی و سرور در کنار رندانی که در میخانه گرد هم آمدهاند، صحبت میکند. شاعر به آرامش و آزادی از قید و بندهای دینی اشاره میکند و خود را فارغ از تسبیح و سجاده میبیند. در نهایت، او بیان میکند که به عشق و پرستش باده مشغول است و خود را بندهای از جان و دل میداند که از تمام داراییهای دنیا آزاد است.