نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

مائیم ز نار عشق آدم

مائیم ز نور مهر خاتم

ما در دم عشق همچو نائیم

او در دم ما چو روح در دم

دردیست مرا ورای درمان

زخمی است مرا به جای مرهم

مائیم به وصل دوست دلشاد

مائیم ز هجر یار در غم

گه شبنم گلستان عشقیم

گاهی شده جمع و آمده یم

در ملک قدم قدم نه از عشق

تا گویندت که خیر مقدم

از لوح ضمیر نعمت الله

برخوان تو رموز اسم اعظم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و ارتباط عمق آن اشاره دارد. شاعر از حال و هوای عاشقانه‌ای سخن می‌گوید که در آن عشق، روح و زندگی بخشیده است. او بیان می‌کند که با وجود درد و غم‌های جدایی، در وصل دوست احساس شادی می‌کند. همچنین به زیبایی‌های عشق اشاره کرده و به خداوند و نام‌های بزرگ او نیز اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر نشان‌دهنده پیچیدگی‌های عشق و روحانی است که در زندگی انسان‌ها جاری است.