نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سه نقطه یک الف همی نگرم

الفی در حروف می شمرم

در همه حرف ها یکی بینم

نقطهٔ اول است در نظرم

هفت هیکل به ذوق می خوانم

آری میراث مانده از پدرم

این کتابخانه را بخواهم شست

وز سر کاینات در گذرم

خبر از حال خود همی دارم

تا نگوئی تو ام که بی خبرم

روز و شب با وجود در دورم

کی شود آخر این چنین سفرم

بندهٔ سیدم که عمرش باد

لاجرم پادشاه بحر و برم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم و جایگاه الف و حروف می‌پردازد. شاعر ابتدا به عدد سه و حرف الف اشاره می‌کند و می‌گوید که در تمام حروف یک حقیقت مشترک وجود دارد. او به میراث پدران خود اشاره می‌کند و این را به نوعی هفت هیکل تعبیر می‌کند. شاعر از خواسته خود برای پاکسازی کتابخانه و گذر از کائنات صحبت می‌کند و در نهایت به حال خود می‌پردازد، که در سفر بی‌پایان روز و شب هست و خود را بنده‌ای می‌داند که در بحر و بر سلطنت می‌کند. شعر به نوعی جستجوی معنا و حقیقت در زندگی را به تصویر می‌کشد.