نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شیخ ما بود در حرم محرم

قطب وقت و یگانهٔ عالم

از دمش زنده می شدی مرده

نفسش همچو عیسی مریم

به صفات قدیم حق موصوف

هفت دریا به نزد او شبنم

شرح اسما به ذوق خوش خوانده

عارف اسم اعظم آن اعظم

بود سلطان اولیای زمان

بود روح القدس ورا همدم

سینه اش بود مخزن اسرار

در دلش بود گنج حق مدغم

نعمت الله مرید حضرت اوست

شیخ عبدالله است او فافهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی یک شیخ بزرگ و عارف است که در حرم و زمان خود، مقام و شخصیت برجسته‌ای دارد. او به قدری تاثیرگذار و معنوی است که با وجود او، مردگان نیز زنده می‌شوند و نفس او همانند عیسی مریم است. او بامعرفت و دارای اسرار الهی است و به صفات خدایی توصیف شده است. این شیخ، قطب زمان و سلطان اولیای خداست و همراه با روح القدس است. در سینه‌اش اسرار و گنجینه‌های الهی نهفته است. نعمت الله به عنوان مرید او شناخته می‌شود و به مقام والای او اشاره دارد؛ و در نهایت، نام او شیخ عبدالله است که باید درک شود.