نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همدمی گر طلب کنی یک دم

باش با جام می دمی همدم

گنج و گنجینه خداوندی

طلبش کن ز حضرت آدم

گر کسی جم ندید جامش دید

ما ندیدیم جام را بی جم

دردمندیم و درد او درمان

دل ما ریش و زخم او مرهم

جام می را بگیر و خوش می نوش

که بود ذوق این و آن با هم

مظهر اسم اعظم اوئیم

غیر ما کیست صاحب اعظم

این و آن در جهان فراوانند

نعمت الله یکی است در عالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نزدیکی و دوستی با جام می اشاره می‌کند و می‌گوید که با نوشیدن می می‌توان به آرامش و همدمی رسید. او همچنین به اهمیت طلب گنج و گنجینه‌های خداوندی از حضرت آدم اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که در جهان، درد و درما وجود دارد و دل‌ها زخمی‌اند. شاعر به ترویج لذت نوشیدن می‌پردازد و به مظهر اسم اعظم خداوند بودن انسان‌ها اشاره می‌کند و در پایان می‌گوید که در این جهان نعمت‌ها فراوان‌اند، اما نعمت واقعی یکی است.