نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آفتابی رو نموده مه نقاب

مه نقابی می نماید آفتاب

موج دریائیم و دریا عین ماست

عین ما بر عین ما باشد حجاب

جمله عالم در محیط عشق او

نزد ما باشد حبابی پر ز آب

غیر او در عمر خود گردیده ای

دیده ای نقش خیال او به خواب

نعمت الله در خرابات مغان

اوفتاده دیدمش مست و خراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی رابطه میان نور و سایه، حقیقت و خیال می‌پردازد. شاعر با اشاره به اینکه آفتاب (حقیقت) خود را در مه (پرده یا خیال) پنهان کرده، به وجود عواطف و عشق در عالم اشاره می‌کند. او به مقابله میان واقعیت و تصورات ذهنی می‌پردازد و بیان می‌کند که زندگی بدون عشق، تنها خیال است. در نهایت به ملاقات با کسی می‌رسد که در حالت مستی و خرابی، به حقیقتی عمیق‌تر دست یافته است.