نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

با تو گویم که چیست جام و شراب

به مَثل نزد ما چو آب و حباب

خوش بیا سوی ما در این دریا

عین ما را به عین ما دریاب

موج و دریا یکیست تا دانی

نظری کن به چشم ما در آب

صورت و معنئی که می نگرم

سبب است و مُسببُ الاسباب

هر که گوید که غیر او دیدم

دیده نقش خیال او در خواب

آفتاب است و ماه گویندش

نور مهر است و نام او مهتاب

نعمت الله خدا به من بخشید

یافتم خوش عطائی از وهّاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عمیق بودن ارتباط میان حقیقت و ظاهر اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصویرهای طبیعی چون آب، موج و دریا، به وحدت و یکی بودن آن‌ها می‌پردازد و دعوت به درک عمیق‌تری از وجود می‌کند. به طور کلی، مضمون شعر عبارت است از اینکه هر چه در دنیا می‌بینیم تنها جلوه‌ای از حقیقتی بزرگ‌تر است و انسان باید با دیدن به عمق و معنی واقعی وجود پی ببرد. شاعر در پایان، به لطف و نعمت‌های الهی اشاره دارد که به او عطا شده است.