نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چیست عالم سایه و آن آفتاب

تن بود چون سایه و جان آفتاب

نور عالم شمس دینش خوانده اند

سِر این دریاب و می خوان آفتاب

از برای نزل و بزم عاشقان

جام زرین است بر خوان آفتاب

آفتاب حسن او عالم گرفت

تا قیامت باد تابان آفتاب

نور روی نعمت الله دیده ام

می نماید در نظر آن آفتاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبیین مفهوم عالم و آفتاب می‌پردازد. عالم به سایه و آفتاب به جان و نور معرفی شده است. نور حقیقت، به عنوان شمس دین، بر همگان تابیده و به عاشقان جامی از محبت و رحمت تقدیم می‌کند. آفتاب حسن، جهانی را فرا گرفته و تا پایان دنیا نورش تابان است. در نهایت، شاعر به دیدن روی نعمت الهی اشاره می‌کند که مانند آفتاب در نظرش می‌درخشد.