غزل شمارهٔ ۱۰۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دیده ام مهر منیر مه نقاب
ذره ای از نور رویش آفتاب
جامی از می پر ز می داریم ما
نوش کن جام شرابی از شراب
ما در این دریا به هر سو می رویم
ساغری داریم پر آب از حباب
موج و دریا و حباب و قطره هم
چار اسم و یک حقیقت عین آب
چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم بینیم رویش بی حجاب
هر دمی نقش خیالی می کشد
گه به بیداری بُود گاهی به خواب
نعمت الله یافتم از لطف او
بی خطا والله اعلم بالصواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و نورانی بودن محبوب خود اشاره میکند که همچون ماه درخشان است و بر زندگی او تأثیر میگذارد. او با شوق و شادی از شراب عشق و لذتهای آن سخن میگوید و بیان میکند که در این دنیای پرهیاهو و تغییرات، حقیقتی وجود دارد که همه چیز از آن سرچشمه میگیرد. شاعر به نور عشق محبوبش روشنایی میبخشد و میگوید که این نور در هر حالت و زمانی (بیداری یا خواب) وجود دارد. در نهایت، شاعر به لطف و رحمت الهی اشاره کرده و میگوید که شناخت واقعی به دست خداوند است.