نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جام گیتی نماست در نظرم

همه عالم به نور او نگرم

ساغر می مدام می نوشم

شادی عاشقان و غم نخورم

هر کجا رند سرخوشی بینی

قدمش بوسه ده بجو خبرم

جام می می نمایدم روشن

روی ساقی مدام در نظرم

یافتم ملک و صورت معنی

لاجرم پادشاه بحر و برم

دو جهان می کنم فدای یکی

چه کنم این رسیده از پدرم

بندهٔ سید خراباتم

پیش سلطان عشق معتبرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به زیبایی و روشنی جهان و عشق می‌نگرد. او با استفاده از استعاره‌های "جام" و "ساغر" به نوشیدن شادی و لذت از محبت می‌پردازد و در عین حال از غم دوری می‌کند. شاعر به سرخوشی و حال خوش رندها اشاره می‌کند و خود را به عنوان بنده‌ای از عشق و میخانه معرفی می‌نماید که در برابر سلطان عشق مقام و اعتبار دارد. او به معنای حقیقی زندگی و هستی اشاره می‌کند و بر این باور است که عشق و عشق ورزی بر هر دو جهان برتری دارد.