غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر چه خواهی بجو که آن داریم
جام و می جسم نیز و جان داریم
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم
همه از بهر عاشقان داریم
هفت هیکل که جامع اسماست
حافظانه ز بر روان داریم
غیر او نیست در همه عالم
سر او چون از او نهان داریم
در خرابات رند سرمستیم
می خمخانهٔ مغان داریم
حکم آل رسول می خوانیم
ما از او نام و هم نشان داریم
کشتهٔ عشق نعمت اللهیم
لاجرم عمر جاودان داریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عشق و محبت به خدا و لذت بردن از زندگی است. شاعر میگوید که هر چیزی که بخواهیم در اختیار داریم، از جمله شادی و خمر. او به عشق و معانی عمیق آن میپردازد و اشاره میکند که همه چیز برای عاشقان فراهم است. همچنین درباره وجود الهی و عدم وجود غیر او در عالم سخن میگوید و بیان میکند که آنان در خرابات (محلهای عرفانی و عاشقانه) مست و خوشحالاند. شاعر به ارزش عشق و جاودانگی زندگی اشاره میکند و میگوید که خود را نزد عشق الهی قربانی کرده و به همین خاطر زندگیاش جاودان است.