غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خوش خیالی را به خوبی دیده ام
حضرت عالیجنابی دیده ام
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
آفتابی مه نقابی دیده ام
هفت دریا در نظر آورده ام
از محیطش یک حبابی دیده ام
دیده ام روشن به نور روی اوست
آن چنان نوری در آبی دیده ام
غیر او دیگر نیاید در نظر
هر چه دیدم بی حجابی دیده ام
صورت و معنی عالم یافتم
جسم و جان ، جام و شرابی دیده ام
در خرابات مغان گشتم بسی
سید مست خرابی دیده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربههای عمیق و معنوی شاعر است. او از مشاهده خوش خیالی و زیباییهای وجود سخن میگوید و به دیدن شخصیتهای بزرگ و نورانی اشاره میکند. شاعر به دنبال حقیقت و معنا در زندگی است و در جستجوی زیباییهای عمیق، دریافته که غیر از عشق الهی هیچ چیز دیگری در نظرش نمیآید. او در واقعیت و خیال، آثار عشق و حقیقت را مشاهده کرده و به نوعی از تجربههای عرفانی و عمیق خود در خرابات و محافل مستی سخن میگوید.