غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا جمالش در تجلی دیدهام
صورتش را عین معنی دیدهام
دیدهام روشن به نور روی اوست
لاجرم بیناست یعنی دیدهام
مست ومجنون ، روز و شب سرگشتهام
تا به لیلی حسن لیلی دیدهام
ذات من آئینه ، او آئینه دار
هر دو را در یک تجلی دیدهام
غیر معشوقم نیاید در نظر
عاشقان را گرچه خیلی دیدهام
تا محیط دیده بر زد موج عشق
هفت دریا را چو سیلی دیدهام
نعمت الله یافتم در هر وجود
با همه عشقی و میلی دیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از Beauty and Light (زیبایی و نور) معشوقش سخن میگوید و تأکید میکند که او را در تجلی حقیقیاش دیده است. او توصیف میکند که چگونه معشوقش روشنایی روز و شب اوست و او در حالت مستی و حیرت به سر میبرد. شاعر میگوید که عشق او چنان عمیق است که غیر از معشوق، دیگران در نظرش نمیآیند و او همه وجود خود را در این عشق یافته است. در نهایت، او به عشق و زیباییهایی که در وجودهای مختلف دیده اشاره میکند.