غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
داریم نگاری به کمالی که چه گویم
حسنی که چه پرسی و جمالی که چه گویم
خوش نقش خیالی است که نور بصر ماست
نقشی و چه نقشی و خیالی که چه گویم
ساقی قدحی بادهٔ مستانه به من داد
زان آب حیاتی و زلالی که چه گویم
شمع است و شبستان و می و شاهد سرمست
بزمی است ملوکانه و حالی که چه گویم
در آینهٔ دیدهٔ سید بتوان دید
تمثال جمالی به مثالی که چه گویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به تصویر کشیدن زیباییها و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از الفاظ زیبا و توصیفهای جالب، احساساتی مانند زیبایی، عشق و شادی را بیان میکند. او از محفل شبانه، شراب و جذابیت معشوق صحبت میکند و در هر بیت، احساساتی عمیق و پرشور را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به فکر و تامل درباره زیباییها و جذابیتهای دیدنی زندگی میپردازد و میپرسد که چگونه میتوان این همه زیبا را توصیف کرد.