غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
غیر او با او نگنجد در دلم
مشکل این حل و حل مشکلم
از جمال اوست هر حسنی که هست
لاجرم بر حسن خوبان مایلم
غیر او در هر دو عالم هست نیست
من نگویم فاصلم یا واصلم
عالمی خواهند از من عالمی
من به ایشان همچو ایشان مایلم
جام می بر دست می نوشم مدام
بر در میخانه باشد منزلم
عمر من نگذشت بی حاصل دمی
حاصلم عشق است و نیکو حاصلم
سر خوشم مستانه می گویم سخن
از زبان نعمت الله قائلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر بیان میکند که تنها عشق و زیبایی خداوند برای او معنا دارد و هیچ چیز دیگری در دلش جا نمیگیرد. او مشکلات را با عشق خود حل میکند و زیباییهای واقعی را ناشی از جمال خداوند میداند. او احساس میکند که در این دنیا تنها عشق خداوند برایش واقعی است و از دیگران فاصلهای ندارد. شاعر به میخانه و نوشیدن شراب اشاره میکند و اعلام میکند که زندگیاش بیهدف نبوده و عشق را به عنوان مهمترین دستاورد خود میداند. همچنین، با حالت مستانهای که دارد، به بیان احساسات خود به شیوهای شاعرانه میپردازد.