نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گدای عشقم و سلطان عالم

غلام خاتم و خاقان عالم

مرید یارم و پیر خرابات

ندیم دردم و درمان عالم

جهان جسم است و من جان جهانم

چه جای جان ، منم جانان عالم

خراباتست و من مست خرابم

حریف ساقی رندان عالم

ندارم با سوی الله هیچ میلی

به جان جملهٔ مردان عالم

جمال بی مثال او عیان است

نظر فرما تو در اعیان عالم

بیا از نعمت الله جو نوائی

چو می جوئی نوا از خان عالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و حالتی عارفانه اشاره دارد. شاعر خود را گدای عشق و خدمتگزار معشوق می‌داند و بر این باور است که در این دنیا تنها جان و روح او اهمیت دارد. او به خرابات (جایی برای دوری از دنیا و خودسازی) اشاره می‌کند و از مستی ناشی از عشق حرف می‌زند. شاعر همچنین از زیبایی بی‌نظیر معشوق صحبت می‌کند و از او دعوت می‌کند تا به لطافت‌های زندگی توجه کند و از نعمت‌های الهی بهره‌مند شود. در نهایت، بر این نکته تأکید می‌کند که به سوی خدا هیچ تمایلی ندارد و تنها در جستجوی عشق و زیبایی است.