نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همچو ما کیست مست در عالم

عاشق و می پرست در عالم

شادی ما شراب می نوشد

رند مستی که هست درعالم

باش عهد درست پیوسته

تا نیابی شکست در عالم

عارف حق پرست دانی کیست

آنکه از خود برست در عالم

بر در می فروش بنشستم

که از این به نشست در عالم

نیک بنگر در آینه او را

تا نگوئی بدست در عالم

سید کاینات مظهر ذات

آنکه جد من است در عالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و مستی در عالم می‌پردازد. شاعر به عشق و می‌پرستی اشاره می‌کند که باعث شادی و خوشحالی می‌شود. او بر اهمیت پایبندی به عهد و عدم ناامیدی تأکید دارد. در ادامه، عرفانی را توصیف می‌کند که از خودگذشتگی کرده و به حق‌پرستی پرداخته است. شاعر در نهایت به نشست در کنار می‌فروش و اشاره به سید کائنات، نبی گرامی، می‌پردازد که مظهر ذات الهی و جدش محسوب می‌شود.