نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

غم مخور یارا که غمخوارت منم

این جهان و آن جهان یارت منم

بر سر بازار ملک کائنات

اول و آخر خریدارت منم

رو به داروخانه و درد من آر

چون شفای جان بیمارت منم

گر به دوزخ می کشندت خوش برو

چون که در آتش نگهدارت منم

ور به جنت می روی بی ما مرو

چون فروغ باغ و گلزارت منم

یک دو روزی هر کجا خواهی برو

بازگشت آخر کارت منم

هاتفی از غیب می داد این ندا

نعمت اللها طلبکارت منم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دلدادگی و وفاداری یک شخص به یار خود می‌پردازد. شاعر می‌گوید نگران نباش، چون من همیشه در کنارت هستم و در هر جهانی که بروی، من حمایتت می‌کنم. او به یار وعده می‌دهد که در سختی‌ها و راحتی‌ها در کنار او خواهد بود و حتی اگر به جهنم برود یا به بهشت، این ارتباط و محبت همچنان برقرار است. در نهایت، شاعر به یار می‌فهماند که در هر حالتی او "نعمت الله" و پشتیبان اوست.