نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشم مستت به خواب می‌بینم

لعبتی بی‌نقاب می‌بینم

جام گیتی‌نما گرفته به دست

خوش حبابی بر آب می‌بینم

نور چشمست و در نظر دارم

روی او بی‌حجاب می‌بینم

آینه پیش دیده می‌آرم

رند و مستی خراب می‌بینم

تو به روز آفتاب بینی و من

روز و شب آفتاب می‌بینم

ساغر می مدام می‌بخشم

همه خیر و ثواب می‌بینم

سیدم از خطا چو معصوم است

هرچه بینم صواب می‌بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت چشمان معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که در خواب چشم مستش را می‌بیند. او زیبایی و جوانی معشوقه را توصیف می‌کند و به حبابی بر آب تشبیه می‌کند. اشاره به نور چشم او و روی بی‌حجابش هم نشان‌دهندهٔ عشق و علاقهٔ عمیق شاعر است. شاعر خود را در موقعیتی می‌بیند که در هر حالتی دلباخته و شیفته است و به نظرش همه چیز زیبا و نیکو می‌آید. او از خطاهای خود غمگین نیست، زیرا معشوقش را معصوم و بی‌نقص می‌داند و تمامی دیده‌ها و احساساتش را صحیح و درست می‌بیند.