غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم
از دولت وصل او ما سلطنتی داریم
از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم
تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم
خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم
از نور جمال او روشن شده چشم ما
با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم
عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم
ما زندهٔ جاویدیم در گور کجا باشیم
از علت امکانی دل صحت کلی یافت
چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم
آن سید سرمستان ساقی حریفان است
گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و نزدیکی به خداوند اشاره دارد و بیان میکند که همراه با خداوند، هیچ جایی جز در عشق و مستی روحانی ندارند. شاعر به مقامهای بلند معنوی اشاره میکند و میگوید که به واسطهی وجود خداوند، با وجود زندگی مادی، روحشان در اعلیٰ مقامهاست. او از روشنایی چشم و بصیرت معنوی سخن میگوید و بیان میکند که در کنار خداوند باید درستی و کمال را جستجو کرد. همچنین، شاعر به شادی و مستی ناشی از عشق به خداوند و سرباز زدن از دنیا و مادیات اشاره دارد. به طور کلی، شعر به اهمیت ارتباط با خداوند و عشق الهی پرداخته است.