غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قطب عالم روح اعظم یافتم
روح اعظم قطب عالم یافتم
ساغر و می یافتم با همدگر
جسم با جان ، جام با جم یافتم
گر شدم خرم به وصلش دور نیست
زانکه از هجرش بسی غم یافتم
صورت و معنی به یک جا رو نمود
آفتاب و ماه با هم یافتم
در خرابات مغان گشتم بسی
رند مستی همچو او کم یافتم
جامع ذات و صفات و فعل هم
هر سه این مجموع آدم یافتم
ختم شد بر سید عالم تمام
این کمال از ختم و خاتم یافتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی "روح اعظم" و "قطب عالم" میپردازد و از یافتن شادی و کمال در ارتباط با این مفهوم سخن میگوید. او به توصیف وصال و دوری از محبوب میپردازد و اشاره میکند که در این وصال، تمام زیباییها و معانی را یکجا دیده است. شاعر در جستجوی عمیقتری در خرابات و میخانهها نیز به رند مستی اشاره میکند که نادر است. او به جامعیت وجود آدمی، با تمامی صفات و افعال، اشاره میکند و در پایان، به جایگاه خاص آخرین پیامبر به عنوان "خاتم" اشاره دارد که کمالی بینظیر را به ارمغان آورده است.