غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
جان فدا کردیم و جانان یافتیم
درد دل بردیم و درمان یافتیم
بینوا گشتیم در هر گوشه ای
ناگهان نقد فراوان یافتیم
از دل ما جوی عشق او که ما
گنج او در کنج ویران یافتیم
عاشقان از ما کمالی یافتند
تا کمال از قرب رحمن یافتیم
آشکارا شد که ما در کنج دل
حاصل کونین پنهان یافتیم
هر که را دیدیم عشق یار داشت
از همه آن جو که ما آن یافتیم
نعمت الله در خرابات مغان
ساقی سرمست رندان یافتیم
بی نشانی را نشانش یافتیم
گنج پنهانی عیانش یافتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربیات عشق و جستجوی معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که با فدا کردن جان خود، به معشوقی دست یافته و از دردها و مشکلات، درمان و آرامش یافته است. اینکه در جستجوی عشق، به غنای روحی و معنوی رسیده و عشق به معشوق نمایان شده است. همچنین، شاعری از به دست آوردن نعمتها و رازهای پنهان عشق سخن میگوید و تأکید میکند که در عمق دل خود، گنج ارزشمندی را یافته است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق همواره در کنار او بوده و در دل هر عاشق، نشانهای از عشق و معرفت وجود دارد.