غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بینشانی را نشانش یافتیم
گنج پنهانی عیانش یافتیم
صورت و معنی عالم دیده ایم
این معانی را بیانش یافتیم
آنکه عقل از دیدنش محروم ماند
عاشقانه ناگهانش یافتیم
دیده ایم آئینهٔ گیتی نما
آشکارا و نهانش یافتیم
دلبر سرمست در کوی مغان
در میان عاشقانش یافتیم
هرچه آید در نظر ای نور چشم
جسم او دیدیم و جانش یافتیم
مظهر ذات و صفات کبریا
سید آخر زمانش یافتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از یافتن یک موجود خاص و معنوی سخن میگوید که نشانهها و گنجینههای پنهان را عیان کرده است. این موجود هم صورت ظاهری و هم معانی عمیقی دارد که شاعر به آنها پی برده است. او حتی به جایی اشاره میکند که عقل از درک آن ناتوان است، اما عشق او را ناگهان در مییابد. شاعر از مشاهده زیباییها و رازهای جهان صحبت میکند و در نهایت به مظهر صفات خداوند و آخرین پیشوای زمان اشاره میکند که او را در میان عاشقان یافته است.