غزل شمارهٔ ۱۱۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
موج است و حباب هر دو یک آب
با ما بنشین و آب دریاب
روشن بنگر که آفتاب است
آن نور که خوانیش به مهتاب
رندانه روان رَوم به هر در
تا دریابم ورا به هر باب
اسباب و مسببند با هم
آثار مسببند اسباب
هستیم همه محب و محبوب
محبوب چو ما بجو ز احباب
با ساقی باقی خرابات
رندانه و عاشقانه بشتاب
پیغام خوشی ز نعمت الله
مستانه ببر به سوی اصحاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تشبیه میان موج و حباب میپردازد و به اهمیت شناخت حقیقت و معنویت اشاره میکند. شاعر دعوت میکند که در جمع بنشینیم و از آب معرفت بهرهمند شویم. او بر روشنبینی تأکید دارد و بر این نکته که محبت و محبوبی در بین همه مردم وجود دارد. با تشویق به حضور در معشوقه و خرابات، شاعر به دنبال پیغام خوشی و نعمت الهی است که باید به دوستان و همراهان منتقل شود. به طور کلی، شعری است درباره عشق، شناخت و ارتباطات انسانی.