نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آفتابی رو نموده مه نقاب

ماه تابان می نماید آفتاب

خوش حبابی پر کن از آب حیات

تا بیابی جام پر آبی ز آب

موج دریائیم و دریا عین ما

عین ما بر عین ما باشد حجاب

ساقی سرمست ما باشد کریم

جام می بخشد به رندان بی حساب

خوش سر آبیم و سیرابیم ما

زاهد بیچاره مانده در سراب

عشق می بیند جمال او به او

عقل می بندد خیال او به خواب

نعمت الله سر به پای خم نهاد

در خرابات مغان مست و خراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های عشق و محبت و نقش آن در زندگی می‌پردازد. شاعر در ابتدا با استفاده از تصاویری از آفتاب و ماه به بیان روشنایی و زیبایی می‌پردازد. سپس از حباب و آب حیات صحبت می‌کند و به دنبال جامی پر از آب زندگی است. او به دریا و موج‌های آن اشاره می‌کند و از ساقی سخن می‌گوید که به رندان بی‌شمار می‌نوشاند. در ادامه، زاهدی را می‌بیند که با وجود تلاش‌هایش، در دنیای سراب و خیالات باقی مانده است. عشق و عقل را نیز در تضاد با یکدیگر قرار می‌دهد و در نهایت به ذکر حال نعمت الله می‌پردازد که در خرابات مغان مست و خراب است. به طور کلی، شعر به جستجوی حقیقت و زیبایی در عشق و نوشیدن شراب معرفت می‌پردازد.