غزل شمارهٔ ۱۱۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آفتابی ز ماه بسته نقاب
می نماید به چشم ما دریاب
نظری کن در آینه بنگر
ور نداری تو آینه دریاب
نقش غیری خیال اگر بندی
آن خیالی بود ولی در خواب
صورت و معنی همه داند
هر که او باشد از اولوالالباب
لیک در هرچه روی بنماید
هم مسبب ببین و هم اسباب
آفتاب است ماه خوانندش
نور مهر است گفته ام مهتاب
نعمت الله مربی نیکوست
تربیت یافته وی از ارباب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف نور و زیبایی میپردازد و به نوعی به وحدت وجود و پیوند بین حقیقت و بیرونیها اشاره دارد. آفتاب و ماه به عنوان نمادهای نور و زیبایی معرفی شدهاند و از خواننده خواسته میشود تا در آئینه خود بنگرد و حقیقت را دریابد. همچنین اشاره به اینکه نفوس نیکو و تربیت شده با حکمت الهی میتوانند به درک عمیقتری از وجود برسند، حاکی از اهمیت علم و خرد در زندگی انسان است. در نهایت، شاعر به زیبایی هر دو جنبه صورت و معنی اشاره میکند و میگوید که هر چیزی که میبینیم، دارای مسبب و علت خاصی است.