غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
مائیم که مظهر صفاتیم
سر حلقهٔ عارفان ذاتیم
سیاح ولایت قدیمیم
هم ساکن خطهٔ جهاتیم
باقی به بقای ذات عشقیم
ایمن ز حیات و از مماتیم
دانندهٔ سر حرف گوئیم
پرگار وجود کایناتیم
خضریم که رهنمای خلقیم
پروردهٔ چشمهٔ حیاتیم
او بحر محیط ، ما چو موجیم
او نیشکر است و ما نباتیم
ما بندهٔ سیدیم از جان
بیزار ز لات و از مناتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر هویت و مقام عارفان است. شاعر خود را مظهر صفات الهی و سر حلقه عارفان معرفی میکند و تأکید میکند که آنها در مسیر عشق و معرفت حرکت میکنند. این افراد به دوام و بقای عشق وابستهاند و از زندگی و مرگ آسودهاند. آنها در عین حال به علم و آگاهی اشاره دارند و خود را راهنمای دیگران میدانند. در این تعبیر، ارتباط عارفان با خداوند به عنوان منبع زندگی و کمال، و خودشان به عنوان مخلوقاتی در ارتباط با او بیان شده است. آنها خود را بنده خداوند و بینیاز از دیگر خدایان باستانی میدانند.