غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نور او عین این و آن دیدیم
در همه آینه نهان دیدیم
هر چه بینیم ما به او بینیم
تو چنین بین که ما چنان دیدیم
نقطه در دور دایره بنمود
خوش محیطی درین میان دیدیم
آفتاب جمال ظاهر گشت
نور چشم محققان دیدیم
هر حبابی که دید دیدهٔ ما
عین او بحر بیکران دیدیم
دیده او داد و نور او بخشید
نور رویش به او روان دیدیم
جام گیتی نماست سید ما
ما در آن نور انس و جان دیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلی و ظهور نور الهی در جهان و در دل انسانها اشاره دارد. شاعر در آن بیان میکند که هر چیزی که مشاهده میکنیم، در حقیقت تجلی نور اوست. او با استفاده از تصاویری مانند آینه و دایره به این نکته میپردازد که وجود الهی در همه جا حاضر و نمایان است. همچنین، اشاره به جمال و زیبایی او دارد و بیان میکند که ما در هر چیز، نور و حقیقت او را میبینیم. در نهایت، شاعر اعلام میکند که وجود انسانی، مانند جام گیتی، به ما کمک میکند تا از آن نور و حقیقت الهی آشنا شویم و در آن انس و آرامش یابیم.