غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا تا با تو ما همباز گردیم
به شهر خویشتن هم باز گردیم
چو شهباز آمدیم از حضرت شاه
بیا تا نزد آن شهباز گردیم
پَر و بالی برآریم از حقیقت
بر اوج لامکان پَرباز گردیم
فدای او شویم از خود به کلی
بر اوج عشق او جانباز گردیم
چو ما آن خاک آن گوئیم زین ره
غبار او شویم و باز گردیم
درین ره مدتی رفتیم بی خود
روا نبود که خود ما باز گردیم
ندیم سیدیم و همدم او
از این همدم کجا ما باز گردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به بازگشت به حقیقت و معنویت است. شاعر از خواننده میخواهد که همزمان با او به سوی خویشتن و سیر و سلوک روحانی برگردند. با ذکر شهباز به عنوان نماد علو و اوج معنویت، شاعر تأکید میکند که باید از خودگذر کرده و در عشق او غرق شویم. او به سیر در این مسیر اشاره دارد و میگوید که در این راه بدون هدایت، بازگشت به خود میسر نیست و باید از همدمی با سید و معشوق خود بهرهمند شویم. در نهایت، پیوند با ایشان را ضروری میداند تا جان و دل به آن معنا بسپاریم و از خود بگذریم.