غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر چه داریم ما از او داریم
لاجرم جمله را نکو داریم
بحر داریم در نظر شب و روز
تا نگوئی همین سبو داریم
روی محبوب خویش می بینیم
زلف معشوق روبرو داریم
آینه در نظر همی آریم
خود و معشوق روبرو داریم
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم
هرچه خواهی ز ما بجو داریم
بر چپ و راست خوش همی نگرم
آب رویش چو سو به سو داریم
عین آب حیات می نوشیم
این چنین آب خوش به جو داریم
شیخ وقتیم اگر چه سرمستیم
خرقه ای هم پرو پرو داریم
قول سید به ذوق می گوئیم
عالمی را همه نکو داریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به رابطه انسان با خداوند و زیباییهای زندگی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که همه چیزهایی که داریم از خداوند است و از این رو باید قدردان آنها باشیم. او به زیباییهای عشق و معشوقهاش اشاره میکند و بیان میکند که در هر لحظه به آنها مینگرد. همچنین از آب حیات و شادیهای زندگی میگوید و به این موضوع میپردازد که حتی در سختیها نیز روحی شاداب و سرمست دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید میکند که در عالم، زیباییهای زیادی وجود دارد که باید از آنها لذت برد.