نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم

به جز نور جمال او ندیدیم

به گرد نقطه چون پرگار گشتیم

به آخر هم بدان اول رسیدیم

چو قطره غرق بحر عشق گشتیم

محیطی را به یک دم در کشیدیم

خراباتست و ما مست و خرابیم

ز هر خم مئی جامی چشیدیم

به عالم نعمت الله را نمودیم

از آن دم روح در مَردم دمیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تجربه‌های عمیق عاشقانه و روحانی شاعر اشاره دارد. شاعر می‌گوید که هر چیزی که در زندگی دیده‌ایم، جز زیبایی‌های الهی نبوده است. او به تشبیه خود از پرگار استفاده می‌کند و می‌گوید که به دور مرکز عشق گشته‌اند و در نهایت به همان منبع اصلی رسیده‌اند. شاعر از غرق شدن در دریای عشق صحبت می‌کند و به لذت‌های خوش‌گوار می‌پردازد. در انتها، او به حالتی مست و خراب اشاره می‌کند و معتقد است که با ورود روح الهی به انسان‌ها، زندگی به نعمت تبدیل شده است.