نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عشق او در میان جان داریم

لذت عمر جاودان داریم

تا گرفتیم آن میان به کنار

هرچه داریم در میان داریم

عاقل این دارد و ندارد آن

عاشقانیم و این و آن داریم

می رود آب چشم ما هر سو

در نظر بحر بیکران داریم

خبر عاشقان ز ما می جو

که خبر ما ز عاشقان داریم

آفتابیست درنظر پیدا

نورش از دیده چون نهان داریم

نعمت الله به ما نشانی داد

این چنین نام از آن نشان داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که عشق او جاودان است و این عشق به او لذتی بی‌نظیر می‌دهد. او بیان می‌کند که با وجود همه مشکلات و غم‌ها، همچنان عشق را در وجود خود دارد. شاعر به ذهن و دل عاشقان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که درک عشق و احساسات آنها بسیار مهم است. همچنین، او از نور و روشنایی عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که این عشق به او نشانه‌ای از نعمت‌های خداوند داده است. شایع‌ترین پیام این شعر، تجلیل از عشق و پیشی گرفتن آن بر همه چیز دیگری در زندگی است.