نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم

و گر تو عشق می بازی نکو جانانه ای داریم

اگر از عقل می پرسی ندارد نزد ما قدری

وگر مجنون همی جوئی دل دیوانه ای داریم

درین خلوتسرای دل نشسته دلبری با ما

هزاران جان فدای او که خوش میخانه ای داریم

تو گر گنجی همی جوئی در آ در کنج دل با ما

که گنج ما بود معمور و در ویرانه ای داریم

همه غرقیم و سرگردان درین دریای بی پایان

ولیکن هر یکی از ما نکو دُردانه ای داریم

چنین جائی که ما داریم به نزد او چه خواهد بود

برای شمع عشق او عجب پروانه ای داریم

خراباتست و ما سرمست و سید جام می بر دست

درین میخانهٔ باقی ، می مستانه ای داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی به میخانه و لذت‌جویی از عشق و خوشی‌های زندگی است. شاعر به سرور و شوقی که در میخانه و در کنار محبوب وجود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید اگر کسی به دنبال عقل و دانش است، اینجا خبری از آن نیست. او می‌گوید در دل‌سرا و خلوت‌نشینی او یک دلبری وجود دارد که ارزش جان فدای اوست. شاعر به جستجوی گنج و حقیقت در دل اشاره می‌کند و می‌گوید که در این ویرانه، گنج ما همیشه پابرجاست. در نهایت، او به عشق و خوشی در زندگی، با اشاره به می و مستی، تأکید می‌کند و می‌گوید که در این میخانه چیزهای ارزشمندی داریم.