غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
جان فدای عشق جانان کردهایم
این عنایت بین که با جان کردهایم
تا نبیند چشم نامحرم رُخش
روی او از غیر پنهان کردهایم
طعنها بر حال مخموران زدیم
آفرین بر جان مستان کردهایم
دُردی دردش فراوان خوردهایم
درد دل را نیک درمان کردهایم
گنج او در کنج ویران یافتیم
لاجرم گنجینه ویران کردهایم
عقل هندو دردسر میداد و ما
خانهاش ترکانه تالان کردهایم
تا مگر آن زلف او آید به دست
مجمع جمعی پریشان کردهایم
مذهب رندان طریق عاشقی است
اختیار راه رندان کردهایم
نعمت الله را به سید خواندهایم
نسبت او را به جانان کردهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات عاشقانه شاعر را بیان میکند. شاعر از فداکاریهای خود در عشق میگوید و تأکید میکند که برای حفظ زیبایی معشوق از چشم نامحرمان، او را پنهان کردهاند. همچنین به حالات عاشقان و رندان اشاره کرده و نشان میدهد که با وجود مشکلات و دردها، عشق و دلباختگی را میستاید. شاعر به دنبال رسیدن به معشوق است و در این مسیر از عقل و منطق فاصله میگیرد تا به حالت مستانه نزدیکتر شود. در نهایت، به ارتباط خود و معشوق اشاره میکند و مذهب عاشقی را به عنوان راهی برای ارتباط با عشق حقیقی معرفی مینماید.