نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

باز هوای تو هوس کرده ایم

از هوس غیر تو بس کرده ایم

تا هوس عشق تو کردیم ما

در هَوست ترک هوس کرده ایم

در هوس شکر لعل لبت

طوطی جان را چو مگس کرده ایم

منزل ما چون حرم کعبه شد

ترک هیاهوی جرس کرده ایم

صبح سعادت چو به ما رو نمود

پشت بر آشوب عسس کرده ایم

مرغ دل ما چو پریدن گرفت

ما به هوا ترک قفس کرده ایم

همدم سید چو توئی هر نفس

یاد مراعات نفس کرده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و هوس خود به معشوق صحبت می‌کند. او می‌گوید که تنها هوس معشوقش را در دل دارند و از هوس‌های دیگر دست کشیده‌اند. شاعر به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق او جانش را تسخیر کرده است. او از آرامش و سعادت ناشی از حضور معشوق در زندگی‌اش می‌گوید و به دست آوردن آزادی روحی و ترک قفس را به تصویر می‌کشد. شاعر در نهایت به اهمیت معشوق در زندگی‌اش اشاره کرده و آن را همچون همراهی دائم و مراقبت از نفسش می‌داند.