غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق او در بحر و در بر دیده ایم
نور او در خشک و در تر دیده ایم
چشم ما روشن به نور او بود
روی او چون ماه انور دیده ایم
گرچه هر دم می نماید صورتی
معنی اینها مکرر دیده ایم
در همه آئینه دیدیم آن یکی
دیده ایم و بار دیگر دیده ایم
هر گدائی را که می بینیم ما
پادشاه تاج بر سر دیده ایم
گر خبر از غیر می پرسی مپرس
زانکه ما خود غیر کمتر دیده ایم
سید ما نور چشم ما بود
نور آن پاکیزه منظر دیده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به عشق و محبت اشاره دارد که در هر گوشه و زمان مشاهده میشود. شاعر به نور و زیبایی محبوب خود اشاره کرده و میگوید که این نور در همه جا، چه در دریا و چه در خشکی، وجود دارد. او به این نکته اذعان دارد که چشمانش همیشه به نور آن محبوب روشن است و زیبایی او را همواره میبیند. همچنین بیان میکند که هر بار که به کسی نگاه میکند، او را به شکل پادشاهی میبیند و تاکید میکند که در ارتباط با دیگران، تنها تماشای محبوبش را مهم میداند. در نهایت، محبوبش را به عنوان نور چشمانش معرفی کرده و زیبایی او را ستایش میکند.