غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا بیانش در کنار آورده ایم
عاشقانه جان نثار آورده ایم
حسن او بر دیده نقشی بسته ایم
عالمی نقش و نگار آورده ایم
کار جان بازیست کار عاشقان
جان درین بازی به کار آورده ایم
جان ما حلقه به گوش عشق اوست
گوش پیش گوشوار آورده ایم
بر سر دار فنا دار بقاست
ما از آن سر پای دار آورده ایم
بر در میخانهٔ معشوق خود
عاشقان را صدهزار آورده ایم
گر رسول الله از دنیا برفت
نعمت الله یادگار آورده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و ارتباط عمیق با معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که عشق و زیبایی معشوق را در دل نگه داشته و جان خود را فدای عشق کرده است. عاشقان به خدمت عشق درآمده و در میخانه معشوق، حضور جمع زیادی از عاشقان را یادآور میشود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که حتی اگر پیامبر اسلام از دنیا رفته باشد، عشق و یاد نعمتهای الهی باقی است.