غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
نقش عقل از پیش دیده رانده ایم
از سر هر دو جهان برخواستیم
آن یگانه در نظر بنشانده ایم
صدهزاران گوهر از دریای عشق
بر سر عشاق خود افتاده ایم
تا همه رندان ما مستان شوند
در خرابات فنا وا مانده ایم
گفتهٔ سید خوش بخوان و خوش بگو
ما کلام حق تعالی خوانده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از یک شعر عاشقانه است که به عشق و عرفان میپردازد. شاعر بیان میکند که درس عشق را از جان آموخته و عقل را کنار گذاشته است. او از دو جهان برخواسته و تنها به یاد یگانه محبوبش نشسته است. وی به عشق، گوهرهای بیشماری را نسبت میدهد که بر سر عاشقان ریخته شده و آرزو دارد که همه رندان (عاشقان) مست و شاداب شوند. در نهایت، شاعر با اشاره به کلام حق تعالی، بر اهمیت و زیبایی پیغام محبت تأکید میکند.