نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دردمند و دردنوشم روز و شب

عاشقانه در خروشم روز و شب

گر زنندم همچو نی نالم به روز

ور گذارندم خموشم روز و شب

در خرابات مغان مست و خراب

همنشین می فروشم روز و شب

با حضورش هر شبی آرم به روز

در هوایش باده نوشم روز و شب

ز آتش عشقش چو خم می فروش

در درون خود بجوشم روز و شب

هرچه بنماید نمایم در زمان

هرچه پوشاند بپوشم روز و شب

سیدم عشق است و من در حضرتش

بندهٔ حلقه به گوشم روز و شب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و حالاتی که آن را به همراه دارد، سخن می‌گوید. او عاشق است و با وجود درد و رنج، روز و شب در حال شور و شوق به سر می‌برد. اگرچه ممکن است در مواقعی نالان و خاموش باشد، ولی عشق او همیشه زنده است. در محافل می و خوشی، او همیشه حاضر است و با شنیدن نام معشوقش، آرامش می‌یابد. عشق او مانند آتش در درونش می‌جوشد و در هر شرایطی، خود را وابسته به عشقش می‌بیند و به اطاعت از آن ادامه می‌دهد.