نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همه جا طالب وصال توایم

در همه حال در خیال تو ایم

از ازل عاشقیم تا به ابد

همچنان عاشق جمال تو ایم

تو امامی و ما همه ماموم

تابع قول و فعل و حال تو ایم

ما و گل هر دو خوش بهم باشیم

زان که ما هر دو یک کمال تو ایم

ساغر می بیار و ما را ده

که به جان تشنهٔ زلال تو ایم

خوش مثالی نوشته ام به مثل

حرفی از خط بی مثال تو ایم

حکم ما را نشان کن ای سید

به نشانی که ما زآل تو ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق شدید و دائم به معشوق (که احتمالاً به مقام معنوی و امام اشاره دارد) است. شاعر از جمله "همه جا طالب وصال توایم" شروع می‌کند و ادامه می‌دهد که جویای وصل و حضور محبوب در هر حال و مکانی هستند. عشق آن‌ها از آغاز تا ابد ادامه دارد و آن‌ها خود را تابع امام و مقام او می‌دانند. همچنین، شاعر به زیبایی و کمال وجود معشوق اشاره می‌کند و همچنین از شوق و عطش روحی برای نوشیدن زلال محبت معشوق سخن می‌گوید. در انتها، شاعر از امام می‌خواهد که مقام و جایگاه او را مشخص کند، چرا که او و پیروانش همه از یک اصل و یک کمال هستند.