نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

ما خود بینیم و خود نمائیم

در آینه خود به خود نمائیم

رندیم و مدام همدم جام

اما تو کجا و ما کجائیم

بحریم و حباب و موج و جوئیم

مائیم که هم حجاب مائیم

هر دم نقشی خیال بندیم

تا بسته تمام برگشائیم

یک رنگ به صد هزار رنگیم

یک جای به صد هزار جائیم

مستیم و خراب در خرابات

رندانه سرود می سرائیم

عالم یابند نعمت از ما

دارندهٔ نعمت خدائیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی وضعیت خود و هنرش می‌پردازد. او خود را در آینه می‌بیند و به نمایش خود و درونش می‌پردازد. به وصف حالاتی چون مستی و رندی می‌پردازد و می‌گوید که از یک طرف در حباب و دریا هستیم و از طرفی دیگر خود را در عوالم مختلف تجربه می‌کنیم. شاعر به تنوع رنگ‌ها و جاها اشاره می‌کند و می‌گوید که ما همواره در حال ایجاد تصویرهای جدیدی هستیم. در نهایت اشاره می‌کند که در این آراستگی، نعمت‌های الهی را نیز درک می‌کنیم.