نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم

با همه آینه داران جهان یک روئیم

موج دریای محیطیم و عجایب این است

عین آبیم ولی آب ز جو می جوئیم

گاه در میکده باشیم و گهی درمسجد

در همه حال که هستیم خوشی با اوئیم

روز و شب دیدهٔ ما گرد جهان می گردد

روشنائی نظر از نظرش می جوئیم

گوش کن گفتهٔ مستانهٔ ما را بشنو

که چنین گفتهٔ مستانهٔ از او می گوئیم

چشم ما نقش خیال دگری گر دیده

عاشقانه ز نظر پاک فرو می شوئیم

در خرابات مغان سید سرمستانیم

گرچه رندیم ولی رند خوش نیکوئیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق وجود و ارتباط روحانی انسان با معشوق و حقایق زندگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که از آغاز تا ابد در حال نمایش خود معشوق هستیم و با دیگران در این رابطه یکسانیم. ما مانند موج‌های دریا هستیم که در جستجوی عمق و جوهر زندگی، به آب فکر می‌کنیم. شاعر تاکید دارد که در هر مکانی، چه در میکده و چه در مسجد، همیشه با شادی و خوشی در کنار معشوق خود هستیم. چشم و گوش ما دایماً در جستجوی زیبایی و حقیقت است و در نهایت، با اشاره به رندی و مستی، نشان می‌دهد که در این روند، اگرچه بی‌پرواییم، اما همچنان خوب و نیکو باقی مانده‌ایم.