غزل شمارهٔ ۱۲۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نعمت الله نور دین دارد لقب
نور دین از نعمت الله می طلب
از رسول الله نسب دارد درست
خود که دارد این چنین دیگر نسب
مطرب عشّاق گو شعرش بخوان
تا جهان از ذوق او گیرد طرب
جان من گفتا نهم لب بر لبش
آمده از عشق او جانم به لب
مدتی بودم مجاور در عجم
گرچه اصلم باشد از ملک عرب
آب لطف او نصیب ما بود
آتش قهرش از آن ِ بولهب
من مجاور حالیا در ملک فارس
جد من آسوده در شهر حلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نعمت الله نور دین است که به رسول الله نسبت دارد. شاعر از عشق و ذوق او سخن میگوید و تأثیر محبت او را بر جان خود بیان میکند. او گرچه در دیار عجم زندگی میکند، اصل و نسبش عربی است و از لطف و محبت نعمت الله بهرهمند شده است. شاعر همچنین به آرامش جدش در شهر حلب اشاره میکند و در عین حال، از عواقب قهر (عذاب) نعمت الله نیز یاد میکند.